براي مرد ِ فردا .............
رفتيم سفر چه جايي بود واي كه عجب هوايي بود
سلام به همه ي مهربونايي كه هميشه جوياي احوالمون هستن و هميشه با پيامهاي دلگرم كننده شون ما رو شرمنده ميكنن ، دوستتون دارم و هميشه به يادتونم . سلام به مهبدم فندقم ، از چهارشنبه 9 آبان ساعت 2 بعد از ظهر تا امروز صبح ساعت 8 كنار هم بوديم و از اينكه يه استراحت كاري تقريباً 6 روزه به خودم دادم كه در كنار گل پسري و همسري باشم خيلي خوشحالم . مهبد هم كلي اين چند روز به بودن تمام وقت كنارم عادت كرد و طفلكي امروز به سختي از من جدا شد . چهارشنبه شب با پذيرفتن دعوت خاله محيا و همسر مهربونشون كه چند روزي بود رفته بودن نوشهر ،ما به همراه بابا بهمن و مامان زري و مهرزاد عزيز راهي سفر شديم و ساعت 11 شب استارت سفر 4 روزه ي ما بود . او...
طعم ِ عسل
يادگاري از شيرين زبوني هاي 500 روزگي * ديشب مهبد دوان دوان به طرف مامان مياد و با اشاره به طرف شلوارش ميگه : " مامان مامان باژ ، تي تي " هر كي گفت كه اين جمله يعني چي ؟؟ اين اولين جمله اي كه مهبد براي بيان احتياجاتش به زبون آورده و مفهومش اينه كه ماماني شلوارم رو در بيار تا برم دستشويي و pp كنم . اون لحظه ميخواستم مهبد رو درسته قورت بدم وقتي كه اينقدر خوب تونست با مامان صحبت كنه . * گل پسرم دايره ي لغاتش روز به روز گسترده تر ميشه و به پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي دست پيدا ميكنه كه برايم خيلي جذابيت داره . از جمله لغاتي كه مدتي است ميتونه ادا كنه و خيلي هم به استفادشون علاقمند شده انبردست و چكش هستش كه مهبد اينطوري...
اندر احوالات يكسال و چهار ماه و چهار روزگي مهبد
گل پسرم سلام . الان كه ماماني داره برات اين مطلبو مي نويسه تو در خواب نازي . ديشب اصلاً خوب نخوابيدي . مدتيه كه 4 تا از دندانهاي آسياب كوچكت دارن با هم جوونه ميزنن و تو رو خيلي اذيت ميكنن . در حال حاضر 2 تاشون توي پيله هستن و با كشيدن انگشت روي لثه ات ميشه تيزيشون رو احساس كرد و دو تاشون هم كه از يه گوشه ي دندون بيرون زدن و سفيديشون رو ميشه از روي لثه ديد . براي همين موضوع همش دستاتو ميكني توي دهنت و جاشون رو ميخاروني .مهربونم بعد از دراومدن دندونهات ديگه راحت تر ميتوني غذاهاي سفت رو بخوري . عزيز دلم اين روزها دارم باهات انگليسي كار ميكنم ولي دلم نميخواد زياد بهت فشار بيارم براي همين فعلاً مشغول كار كردن 3 تا كلمه هستيم كه تو فقط يكيشون رو خ...
نویسنده :
مامان مهدیه
10:38
رويايي دارم كه غير ممكن نيست ... !
كلامي ميانِ من و تو
پسر گلم سلام از اين به بعد قراره كه مامان و مهبد صحبت هايي كاملاً خصوصي و محرمانه با هم داشته باشن ، يعني فقط حرفهايي بين مامان و مهبد كه شايد گاهي يه پند باشه ، گاهي درد و دل ، گاهي يه چيزايي كه به درد زندگي آيندت بخوره . خلاصه ، گل پسري منتظر اين پست ها باش و رمزشون رو توي يه صفحه از آلبوم نوزاديت برات مي نويسم ،ضمناً موضوع پست ها رو كلامي ميانِ من و تو ميزارم . به اميد اينكه اون روزي كه سواد خوندن اين وبلاگو پيدا كردي از خوندنشون لذت ببري و از حال و هواي اين روزها با خبر بشي و بتوني به زندگي كاملاً خصوصيمون هم سرك بكشي .از همه ي دوستاي مهربون هم خواهش ميكنم كه درخواست رمز نكنن چون ميخوام كه فقط بين ِ من و مهبد باشه . ...
نویسنده :
مامان مهدیه
8:36





