اينجا راديو دل است ، دل نوشته هايي در هم
مقدمه نوشت : گل پسرم سلام ، قند عسلم همونطور كه قبلا ً بارها گفتم اينجا مكانيست براي نقل خاطره هاي كودكي و شيرين مهبد ، نقل ِ آنچه بر مهبد گذشته و آنچه بايد مهبد در مورد كودكي اش بداند ، اما با اجازت ميخوام اين پست رو به خود ِخودم اختصاص بدم تا شايد با درد و دل كردن و نظرات و دلگرمي هايي كه دوستان عزيزم بهم ميدن بتونم كمي آرامش رو به خودم بر گردونم ، پس با اجازه شروع ميكنم . اين پست به يكسري اعترافات مادرانه مي پردازد !!!! آخرین بار که خودم رو با شرایط اطرافم آپدیت کردم کی بود؟؟؟ اون موقع كه مادر شدم ؟؟ نه ، اون موقع كه مهبد راه رفتن رو ياد گرفت ؟؟؟ نه نه ، اون موقع بود كه از شير گرفتمش ؟؟؟ تا جايي كه يادم مياد هميش...






