مهبدمهبد، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره

ღ ღ ღ گل پسر ღ ღ ღ

مرغابيِ من

كوچولوي من تو اين روزاي گرم از آب تني و آب بازي كردن خيلي لذت ميبره ، درست مثل يه مرغابي ِ كوچولو به بابا مهدي هم كه داره خوش ميگذره ، البته بابايي بعد از آب تني كردن كلي دچار آفتاب سوختگي شد عزيزان ِ دلم به اميد اينكه هميشه شاد و سرحال و سرزنده باشيد . ...
8 مرداد 1391

شيرين زبونِ مامان ... عسلِ بابا

عزيز دلم دايره لغاتت روز به روز بهتر و گسترده تر ميشه و الان كه يكسال و يك ماه داري ميتوني الفاظ زير رو خوب ادا كني و مفهومت رو برسوني . بابا - ماما - مامي - ماماني - ني ني - آب - مَ مي - با بوزيك ( بابا بزرگ ) - بابا دان ( بابا جان ) - ماما دان ( مامان جان ) - تاتا ( تاب تاب ) اِت ( يك ) - دو - سه - ده - شيش - عمي ( عمه ) - دَدرا ( صدرا ) - تو ( توپ ) - اني ( علي ) - مِيا - موما و گاهي ما ما (كه هر سه تاشون يعني خاله محيا ) - مادر - دادا ( داداش ، براي صدا كردن مهرزاد ) - عمو - اَموم ( حموم - كه عاشق حمام كردني ) - جيش دَ - تاتي - دَف و دَ ( كفش ) -نانا (ناي ناي )- گيلاس - اُدان (ادكلن ) - اَدور ( انگور ) - آدائو ( آلبالو ) - الو ائو ( ال...
2 مرداد 1391

يادي از كودكي

پا به پای کودکی هایم                 بیا کفش هایت را به پا کن تا به تا قاه قاه خنده ات را ساز کن           باز هم با خنده ات اعجاز کن پا بکوب و لج کن و راضی نشو         با کسی جز عشق همبازی نشو بچه های کوچه را هم کن خبر         عاقلی را یک شب از یادت ببر خاله بازی کن به رسم کودکی         با همان چادر نماز پولکی طعم چای و قوری گلدارمان              لحظه های ناب بی تکر...
1 مرداد 1391

مسابقه لبخند يك فرشته

گل پسرم اين عكس از لبخند زيباتو كه واقعاً لبخند يك فرشته هست رو واسه ي شركت در مسابقه ميزارم . به اميد اينكه هميشه بر لبانت لبخند باشد . و اين عكس رو جهت تكميل پست و يادگاري برات ميزارم . بخدا خيلي عزيزي .... ...
28 تير 1391

سالگرد پيوند دو قلب عاشق

مهدي عزيزم چندي پيش در برابر همديگر با گفتن يك بله كوچك تعهد ياد كرديم ، بله اي به وسعت يك عمر زندگي مشترك . امروز روز پيوند دو قلب عاشق است ، پيوند دو قلبي كه سرشار از آواي زندگيست ... مهربان ترينم ، وقتي تو با مني ، سرور و شادي با من است پس در قلب من آفتاب تابان باش . با وجودت مرا به الماس و ستارگان نيازي نيست . اين را به آسمان بگو . تو به قلب من شادي و به جانم روشنايي مي بخشي . عزيزم سالروز يكي شدنمان مبارك .... ...
25 تير 1391

پينوكيوي كوچك ، دروغ ممنوع !!!

نميدونم كه كودكان از كي و از چه سني دروغ گفتن رو شروع ميكنن ولي راجع به اينكه چرا كودكان دروغ  ميگن مطالب زيادي خوندم . از مهمترين دلايل دروغگويي ترس كودك از توبيخ و دعوا كردن ميباشد و حتي به خاطر علاقه نداشتن به انجام كاري ممكن است كودك دروغ بگويد و اما الان ما يه پينوكيوي كوچولوي باهوش داريم كه وقتي موقع خواب شبانه فرا ميرسه ، اين آقا گله دوست داره كه هنوز بازي كنه . خلاصه  مهبد كوچولو ميدونه كه مامان به 2 چيز سريع واكنش نشون ميده ، يكي درخواست آب و دومي جيش آقا مهبد . بنابراين اول مياد روي شكم مامان و دستاشو حلقه ميكنه دور گردن ماماني و زور ميزنه كه يعني بلند شو ... و اگه ماماني اصرار به خواب بكنه مهبد كوچولو به يه دروغ كوچولو م...
21 تير 1391

همه چيز به سبك مهبدي

بلال خوردن به سبك مهبدي مهبد با طعم هندوانه ..... آخ چقدر ترش و خوشمزست اين ليموِ ِ!!! چمن خوردن البته با اذن اجازه از آقاي پدر ( البته با نگاهش اجازه ميگيره ! ) آب تني و آب خوردن به سبك مهبد ! پسر شيرينم من و بابا خيلي دوستت داريم . اينقدر دلبري نكن !!!! ...
19 تير 1391

چشمهایـــــــم را بسته ام ، تا تو را ببینم...

مادر که می‌شوی گاهی دلت می‌گیرد. گاه بی‌اختیار اشک میریزی و چون مادری وقتی همه خوابند گریه می‌کنی … دلت می‌خواهد همه تاجهای افتخار مادر بودن را به کناری بگذاری و خودت را نگاه کنی گاهی خالی می‌شوی از همه خنده‌ها، گاهی دلت فقط یک جاده می‌خواهد که بروی اما نمی‌دانی کجا؟ و چرا؟ گاهی حتی آزاد نیستی که فکر کنی، که بسازی، بنویسی و دلت می‌گیرد و تو سوال می‌کنی و من هیچ نمی‌گویم و تو اصرار می‌کنی و من … دلم می‌گیرد وقتی از تو فرار می‌کنم و دلم پیش توست، نمی‌دانی چقدر دردناک است رها کردن دست کوچکی که می‌دانی چند صباحی دیگر از میان دستانت خواهد گذ...
14 تير 1391

روايت تصوير

پسرك عزيزم ، قند عسلم ، شازده كوچولو ي قصه ي زندگي من ، اين پست رو ميخوام اختصاص بدم به چند تا عكس زيبا از جنابعالي و توضيح مرتبط با هر عكسو بالاي اون عكس واست ميزارم تا بعداً هم سن و سالت رو بدوني و هم شرح عكسها رو ...   اين عكس دقيقا ً روز 26 خرداد ، فرداي جشن تولدت گرفته شده كه تو يه دونه ي من بعد از يه خواب تپل در حال بازي با بادكنكاي باقيمونده هستي تو عكس زير يه وقت فكر نكنيد خونمون به هم ريخته بوده ها ، نخير اون دمپايي ها به خاطر تبليغ نيكتا اونجاست !!! باور كنيد عكس زير در تاريخ 2 تير 1391 از شما گرفته شده كه مشغول بازي با كرم شبتابي هستي كه خاله محيا از مشهد برات سوغاتي آورده  ، چون آهنگ ميزنه و ميرقصه تو خيلي دو...
11 تير 1391