رفتيم سفر چه جايي بود واي كه عجب هوايي بود
سلام به همه ي مهربونايي كه هميشه جوياي احوالمون هستن و هميشه با پيامهاي دلگرم كننده شون ما رو شرمنده ميكنن ، دوستتون دارم و هميشه به يادتونم . سلام به مهبدم فندقم ، از چهارشنبه 9 آبان ساعت 2 بعد از ظهر تا امروز صبح ساعت 8 كنار هم بوديم و از اينكه يه استراحت كاري تقريباً 6 روزه به خودم دادم كه در كنار گل پسري و همسري باشم خيلي خوشحالم . مهبد هم كلي اين چند روز به بودن تمام وقت كنارم عادت كرد و طفلكي امروز به سختي از من جدا شد . چهارشنبه شب با پذيرفتن دعوت خاله محيا و همسر مهربونشون كه چند روزي بود رفته بودن نوشهر ،ما به همراه بابا بهمن و مامان زري و مهرزاد عزيز راهي سفر شديم و ساعت 11 شب استارت سفر 4 روزه ي ما بود . او...









