سفرنامه تصويري
الان ديگه يه هفته ست كه از تعطيلات و استراحت و .... خبري نيست و روزهاي پر كار و پر مشغلمون شروع شده اما هنوزم دارم با شيريني ِ اون لحظه ها زندگي ميكنم و مرور خاطراتش همچنان انرژي دوباره اي بهم مي بخشه ، توي پست " از تعطيلات برگشتيم " قول داده بودم كه عكس هاي بيشتري برات به يادگار بزارم و اين هم مابقي عكس هات : از راست به چپ : غزل - مهبد - كيانا كلي شاتل سواري كردن ، البته كنار ساحل ! موج ها در حال قلقلك بدن ِ مهبد ، مهبد در حال ِ كيف كردن و خنديدن مامان يه عكس ِ اوشِل بنداز ..... 1-2-3 بخند پسرم .... نه اينجوري بخند تا دندونات معلوم شه ...... ماآني نارنگي ميحواي ؟؟؟ اِ اِ اِ اينجام نارن...







